توجه و روابط: چالشها و درسها
نظارهگرها
میگفت کسی نفهمید که تغییر کردی؟
گفتم فهمیدن، توجه میخواد، توجه چشم و حواس میخواد و اهمیت دادن! سالهاست من با این مساله توجه درگیرم، حتی حال روزمرهام رو هم تحت تاثیر شدید میذاره، ریشههاش هم یافتم، بهبود هم دادم ولی بخشی از منه پذیرفتمش.
یادم میاد قبل از مهاجرت بحث جدی با دوست دخترم داشتم که آقا حرف زدن، خوندن و نوشتن بخشی مهمی از رابطهاست. اون موقعها اینستاگرام هم مینوشتم این کانال هم بود، طرف مثل بز نگاه میکرد و رد میشد، مثلاً اگر نوشته بودی مردم میگفت خب اگر مرده بود خودش میگفت بهم حتی زحمت خوندن نمیداد. تا مدتها فکر میکردم من سوراخام که منم بودم، بعد دیدم بابا طرف زیر پست Daily Show کامنت میذاره با مجری لاس میزنه، مساله در نهایت انتخاب دادن توجه و اون آدم درکی ازش نداشت. بعدها گفت بیا خواستگاری تا یه قدم بریم جلوتر منم که فوبیای این مدل از قبول مسئولیت و هزار تا سوراخ دیگه رفتم که رفتم. البته که دلیلش اینا نبود همون توجه بود.
نفر بعدی رو که انتخاب کردم، مثلاً چشمهای کورم روی این بخش توجه باز کردم، بعد که رفتیم جلوتر و من رسیدم به نقطه که شاید بزرگترین ترس من بود، یعنی قبول مسئولیت در بخش خودم، بارم قبول کردم و برداشتم، اون دوستمون شونه رو خالی کرد به بهانه اینکه شونه هامم تحمل بار زندگی خودم نداره....
حالا سالی ازش میگذره و هنوز همونطور و من هنوز فکر میکنم یکی خنجر دسته توی قلبم فرو کرده!! دیگه هر کسی ی سوراخی داره.
حالا که خوب فکر میکنم، میگم اگر شانس داشته باشی پدر و مادری داری که هستند و توجه دارند. اگر خوششانستر باشی خواهر برادری نسبتا متوجه همراهت میمونه. اگر چشمت باز باشه و حواست جمع و خوششانس رفیقی همراه خواهی داشت که وقتی سیاه شدی ی شمعی برات روشن کنه. اگر خیلی خر شانس باشی پارتنر زندگی پیدا میکنی که مثل سایه دنبالت باشه و هم تو به او و هم برعکس توجه تزریق کنید.
باقی ۸ میلیارد آدم دنیا تخمشون هم نیست که تو زنده باشی یا مرده. یعنی من بارها امتحان کردم که میگم. اصلاً رسم امروز دنیا این نیست که ما ارزش بودن دیگران توی زندگی درک کنیم، کلی زندگی شده سگ دو زدن، اسکرول کردن، خوردن و خوابیدن و افسردگی در اغلب مردم دنیا. حالا این وسط کسی میخواد تخمش باشه که من چی یا تو چی یا چی؟ نه خودت گول بزن نه خودت رو. ساغول #من