درد و دویدن: یک تجربه شخصی
گام هایی سست همینطور که رنج و درد و سرو صدا هی بیدار میشدم و به خودم می پیچیدم، فکر میکردم چقدر درست میگفت که بخشی بزرگ از دایره لغات نوشتاری من، شامل "رنج" میشه یعنی سرچ که میکنی میبینی توی هر متنی چندین بار استفاده شده و تو ببین چندین بار تجربه شده! گاهی اما مثل همین لحظه جسم زیر این بار درد ترک میخوره، فقط میخای تموم بشه بگذره ولی خب زمان خودش رو میبره. وقتی دیروز عصر شروع کردم به دویدن تصورم از خودم جور دیگری بود، اما ١٠ کیلومتر اول با هر سختی که بود نسبتا خوب و سریع گذشت یعنی برای منی که