تحلیل وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران
اگر همین امروز آمریکایی نبود که خامنهای رو بکشه، چه اتفاقی پیشرو داشتیم؟
تورم نقطهای بیش از صد درصد؛
حداقل حقوق زیر ۱۰۰ دلار؛
اکثریت جمعیت زیر خط فقر؛
هر سال هم ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر توی جاده میمیرند که ۴۰ درصد این عدد مقصر جاده یا ماشین است، یعنی مقصر حاکمیت.
در ۳۰ سال گذشته طبق آمار مرکز آمار، ۵۷۰ هزار نفر توی جادهها کشته شدند. شما آمار مرگ در اثر موارد مخدر که تجارت اصلی این حاکمیت است اضافه کنید، آمار زندانی سیاسی و کشتار خیابانی، و آمار کشتار در کشورهای منطقه: عراق، افغانستان، سوریه، ترکیه و لبنان.
یعنی مردم عادی این کشورها که حرف میزنید، هرکدام یک نفرت عجیبی از خامنهای داشتند و دارند. حتی جنازهاش هم کافی نیست برایشان.
یعنی این کشور و منطقه با حضور این حرومزاده گور به گور شده و ۳۰ سال است که کشته و رنج میدهند. مردم خودمان هم که هر روز فقیرتر و پارهتر از قبل. توقع داریم چی بشود؟ میخواهد چی کار کند؟ اعتراض؟ حزب؟ گفتمان؟ صندوق؟ یعنی بعد از ۴۷ سال تلاش دوره جوانی سه یا چهار نسل چه باید بکنیم؟
الان یک فرصتی پیدا شده که نظم جهانی دیگر توش اسلام رادیکال در ایران جایی ندارد. میلیونها دلار خرج میکنند که موشعلی را توی ده طبقه زیر بیت به درک واصل کنند. امروز اگر همه رها کنند و بروند، آینده ایران چی میشود؟
اگر نمیکشتنش که آینده واضح بود، باید سال بعد زمستون پول آتش میزدیم برای گرما!
یک مریضی دیگر میآمد و حضرت موشعلی دستور منع ورود واکسن میداد، n هزار نفر دیگر را هم میکشت.
ببینید دوستان، این کشور و این ملت هرکدام تصمیمی برای آینده خودشان دارند. برخی در لجن زندگی کردن میپسندند، حالا هرچی که هست پیغمبر پدوفیل بالای سرشان است.
یک سری سختی میکشند ولی منفعل ترجیح میدهند غورباقه در حال پخته باشند تا اینکه ریسک کنند.
عدهای هم خسته شدند و بمب را به هر تلاش بیفایدهای ترجیح میدهند. این سه گروه تفاوت زیستی و وجودی با هم دارند. هرکدام کم و بیش زندگی دیگری را تهدید میکنند، برای همین امروز با هر کسی که صحبت میکنی تبدیل به دعوا و نزاعی بیپایان در مورد ترسهای آینده میشود.
برای من امروز مشخص است که مرگ خامنهای و دار و دستهاش بهترین اتفاق زندگی من بوده. خوشحالم بچههای نسل بعد دیگر تصویر زندهای ازش نخواهند داشت. هیتلر زمان کشته شده!
دوم، آن کسی که صدها میلیون خرج کرده، رفتارش دارد نشان میدهد برای آینده ایران برنامهای دارد که در آن رفاه و آزادی مردم هم اهمیت دارد. حال اینکه این پلن موفق میشود یا نه سوال دیگری است، پلن تغییر میکند یا نه هم سوال دیگری است، ولی رفتار امروز سیاست دنیا نشاندهنده عزم برای ساختن ایران بدون آخوند دارد.
همانهایی که ۴۷ سال ایران با آخوند میخواستند حالا نمیخواهند. اگر هم از این وضع شاکی هستید، یک نگاه کنید به ملتمان و دستاوردهای ۵۰ سال گذشته ما. اگر قدرت داشتیم که نداریم، شاید جایی از این پازل میتوانستیم نقشی بازی کنیم.
که نمیتوانیم، پس چارهای جز همین خیره به آسمان ماندن نمانده.
تلخ است اما واقعیت در نگاه #من